تقدیم به همه مادران سرزمینم

در پهنه آسمان هستی

او بود یگانه کوکب من

لالایی و شور و نغمه هایش ، بودند حکایت شب من


آغوش محبتش بنا کرد ، در عالم عشق مکتب من


با مهر و نوازش و تبسم ، لبخند نهاد بر لب من ، بر غنچه گل شکفتن آموخت

این عکس ظریف روی دیوار، تصویر شباب و مستی اوست
وان چوب قشنگ گاهواره ، امروز عصای دستی اوست
از خویش به دیگران رسیدن ، کاری ز خداپرستی اوست
شد پیر و مرا نمود برنا ، پس هستی من ز هستی اوست، تا هستم و هست دارمش دوست

( ایرج میرزا)