روز مادر
تقدیم به همه مادران سرزمینم
در پهنه آسمان هستی
او بود یگانه کوکب من
لالایی و شور و نغمه هایش ، بودند حکایت شب من
آغوش محبتش بنا کرد ، در عالم عشق مکتب من
با مهر و نوازش و تبسم ، لبخند نهاد بر لب من ، بر غنچه گل شکفتن آموخت
این عکس ظریف روی دیوار، تصویر شباب و مستی اوست
وان چوب قشنگ گاهواره ، امروز عصای دستی اوست
از خویش به دیگران رسیدن ، کاری ز خداپرستی اوست
شد پیر و مرا نمود برنا ، پس هستی من ز هستی اوست، تا هستم و هست دارمش دوست
( ایرج میرزا)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10:41 توسط زهرا خماریان
|
نه سنگ بودم و نه ابر